شصت

بهم گفت چرا برنامه نمیریزین با خانواده برین مسافرت.خیلی جا خوردم. رئیس بخش مالی داشت این حرف رو بهم میزد.کسی که باهاش هیچ صمیمیتی نداشتم.با این وجود گفتم تابستون برنامه ریختیم بریم(الکی مثلا).یک ساعت از هر دری باهام حرف زد.ازم پذیرایی کرد.همزمان بین صحبت هاش یه سری اطلاعات از خودش هم میداد.اطلاعاتی که بعید میدونم توی اداره کسی میدونست.قشنگ یک ساعت توی اتاقش بودم.از طرفی هم حس کردم همین موضوع کنجکاوی بقیه ی کارمندها رو هم برانگیخت.کلی هم سوال ازم پرسید.شمارش رو هم بهم داد و گفت هر جا هر سوالی داشتم میتونم حساب کنم روش.مشکوک میزد یا عادی بود؟ نمیدونم!۰