نوزده
فکرکنم بیکار شدم دیگه رسما. از دیروز مامان همینجور داره دلداریم میده. ولی خب آروم نمیشم. فکرم درگیره. این یکی از معایب شغل منه!
فکرکنم بیکار شدم دیگه رسما. از دیروز مامان همینجور داره دلداریم میده. ولی خب آروم نمیشم. فکرم درگیره. این یکی از معایب شغل منه!
سلام از اولین باری که دارم دورکاری میکنم :))) به هر حال اینم یه مرحله ی پیشرفته دیگه نه؟ پ ن: امروز یه خدایا شکرمون نشه؟

راستی راستی برگشتیم به دوره ی کلاسای آنلاین
اگه دیدین یکی تا خرخره افتاده روی پرخوری عصبی و داره از حالت تهوع جون میده بدونین اون منم.
دلم میخواست توی این لحظه میتونستم بغلت کنم و یه دل سیر بزنم زیر گریه.
کسی میدونه چرا نمیتونم پروفایل بذارم؟
بنظرم یکی از بزرگترین لطف هایی که توی این دوره از زندگیم دارم به خودم میکنم اینه که زیاد اخبار رو پیگیری نمیکنم. همینکه بدونم به صورت کلی در جهان اطرافم چی میگذره کافیه.
نمیدونم دارم چه غلطی میکنم فقط میدونم همیشه ی خدا وقتم پره😅
و برای بار هزارم، چقدر بلاتکلیفی بد هست! لطفا من رو ببرید دو هفته دیگه.
یه سوال دارم دوستان.کسی برای دیوار یه اتاق که کامل خالیه و هیچ طرحی نداره،ایدهای داره؟