پنجاه و پنج

امروز یکم شیک پوش تر رفتم اداره.رئیس مالی رو هم مجددا دیدم. مجبورا بخاطر کارم باهاش هم صحبت هم شدم. مثل دیروز تحویلم گرفت اما من بین حرفام کلی تیکه و کنایه بارش میکردم. ولی خب جالبه بگم کاملا ناخودآگاه بود رفتارم. حتی بعدش که اومدم بیرون پشیمون شدم که چه کاری بود کردم.دیگه روم نمیشه تو چشماش نگاه کنم. خیلی خوب میشه موقع pms بتمرگم توی خونه و هیچ جا نرم و انقدر گند نزنم. از صبح تا همین الان که دارم این پست رو مینویسم مشغول به کارکردن بودم. کمر و گردن نموند برام.